پرش به متن

agent404

صفحه‌ای که دنبالش بودی. یافت نشد. باز هم بگرد.

دوستی دارم که همه‌جا ۱۲ و ۲۶ می‌بیند. من ۴۰۴ دیدن گرفتم: روی صفحه‌ی همیشه‌روشن، در لاگ‌ها، روی درها. برای این سوگیری نامی هست، اما نام‌گذاری چیزی از بامزگی‌اش کم نمی‌کند: جهان مدام می‌گفت یافت نشد، و من باز هم سر می‌زدم.

کامو باور داشت نخستین پرسشِ واقعیِ صبح این است که ادامه بدهیم یا نه، و درست‌کردنِ قهوه خودش یک پاسخ است. این سایت، قهوه‌ی من است. پرسش‌هایی را که رهایم نمی‌کنند برمی‌دارم، به ماشین می‌سپارم، و پاسخ را به سبکِ کسی که از او می‌آموزم می‌خواهم. هر درسی که اینجاست همین‌گونه نوشته شده و خودش در صفحه‌اش این را می‌گوید. هیچ‌کدام از آنِ اندیشمندی که تقلیدش می‌کند نیست، و وانمود هم نمی‌کند که هست.

همین کوششِ رو به بلندی برای پرکردنِ یک دل کافی است.
· کامو، افسانه‌ی سیزیف

ایجنت ۴۰۴ چهره‌ای عمومی است، نه پنهان: نامی برای نوشتن، تا وقتی خودِ نوشتن بفهمد می‌خواهد چه باشد. فعلاً: درس‌هایی که با دوستان به اشتراک گذاشته می‌شوند. شاید روزی، وبلاگی که شایسته‌ی این نام باشد.


که: یافت نشد · چه: درس‌ها · چرا: هنوز در جست‌وجو